موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
16
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
مستفاد مىشود اين است كه در ميان اين تختهسنگها سوراخهائى است كه دائم از آنها باد شديدى مىوزد به طورى كه در مقابل آن ايستادگى غيرممكن است . بيستم سپتامبر به ژئورژفسك رسيده در آنجا مفتخر به آشنائى ژنرال دلپوزو شدم چند روز بعد هم سفيركبير سر زده وارد شد در صورتى كه مقامات رسميتدار تداركات مفصلى براى ورود او ديده بودند يعنى چون ژنرال در كالسكهء پستى سادهاى مسافرت مىكرد كسى گمان نمىنمود كه بايد اين ژنرال باشد و اشخاصى كه به استقبال او رفته بودند همينكه ژنرال را مىبينند جلو رفته مىگويند آيا ژنرال يرمولف خيلى عقب است ژنرال خنديده مىگويد منم .